بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 94

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

يعنى ديدم هلاك مريدان را در سير بسوى حق ، در جهل باحوال ، مثل اينكه خود را صاحب حالى بداند در وجد ، مثلا و آن حال پست‌تر از معلوم او باشد كه تواجد باشد مثلا يا اينكه احوال را بجهد و عمل و طاعت خود ، نسبت بدهد يا بر استعداد خود ، و نداند كه محض موهبت حقست نه نسبت باستعداد و استحقاق ، و هلاك آن‌وقتى است كه خود را تحت تربيت كاملى قرار نمىدهد كه او را حالى ساخته ، و از جهالت بعلم رساند و هلاك عبارت از وقوف اوست و عدم تحصيل و طلب مقام معلوم و حال عالى « و الخروج منها قبل الدّخول فيها » و هلاك او در خروج است از حالات پيش از دخول در آنها كه اى بسا نمونهء از حال عالى و بارقهء او را مشهود و حاصل گردد و او گمان كند كه عين همان حال عالى است و بواسطهء اين گمان آن حال غالبا رفع مىشود چنانچه يكى از مريدان شيخ روزبهان قس نور نماز يا وضو را ديد و گمان كرد تجلى حق را ، و غشوه‌اش روى داد پس شيخ بجهة عدم طاقت او مطرودش فرمود قوله قس الطّاعة عبادة و الصّبر عليها ارادة طاعت عبادت است و صبر بر زحمت و ملاحظهء آداب طاعت دليل ارادت است كه مقدمه محبت است . و الشّكر فيها استزادة يعنى شكر در طاعت بر قدرت و توانائى طاعت طلب زيادت است و الرّوح الى الطّاعات شرك راحت شدن بسوى طاعات و اعتماد نمودن شرك است زيرا كه هستى خود مطيع با حق شريك شمرده شده قوله الشّغل فى اللّه شغل عن اللّه يعنى پس از رسيدن بمقام سير فى اللّه و قرب حق مشغول كردن خود باعمال صوريه حسنه ، و چشم اميد بر آن داشتن ، اعراض است از حق مگر آن شغل با امر حق باشد و براى او ، و ممكن است مراد از شغل ساير اشغال بىحاصل باشد كه مانع از مشغولى به حق گردد از مستلذات مشروعه ، خاصه اشتغال معاصى و ملاهى كه در همه وقت مذموم است كه « ما الهاكم عن ذكر اللّه فهو حرام » « 1 » فرموده‌اند كه اين بعيد از ساحت سايرين فى اللّه است قوله قس الذّكر التّسلّى و التّذكار التّجلّى و المعرفة التّحلّى

--> ( 1 ) چيزى كه شما را از ياد پروردگار بازدارد آن حرام است